پنج شنبه, 21 دی 1396 ساعت 09:39

آینه بغل؛ فیلمی با نگرش بساز و بفروش

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

عصر اقتصاد:
کارگردان:
منوچهر هادی

تهیه‌کننده: منصور سهراب پور, سیدامیر پروین حسینی

بازیگران: محمدرضا گلزار, یکتا ناصر, جواد عزتی, نازنین بیاتی, سیامک صفری, مه لقا باقری, بهاره رهنما

خلاصه ‌‌‌‌‌فیلم: قیمت اینه بغل ماشین بعضی ها برابر تمام زندگی خیلی هاست...

اگر به فیلم های کمدی که از اول سال به نمایش درآمده است نگاهی بی اندازیم قطعا درک خواهیم کرد که فیلم های کمدی تبدیل به یک برند سینمایی شده اند، منظور از فیلم های کمدی فیلم هایی نیستند که صرفا واژه ی سخیف یا مبتذل را یدک می کشند یا به سینمای تجاری و بدنه ربط پیدا می کنند اگر از واژه ی برند استفاده می شود به دلیل حضور یک بازیگر سوپر استار است، وقتی ژانر یک فیلم کمدی باشد و بازیگر اول آن کسی مثل رضاعطاران یا محمدرضاگلزار باشد آن فیلم در مرحله ی اول یک برند نمایشی محسوب می شود چرا که تماشاگرها فقط برای حضور این استارها به سینما می روند بی شک گلزار در هر فیلمی بازی کند اول از همه چیز شرایط تجاری آن فیلم در اولویت قرار می گیرد اساسا حضور یک سوپر استار در یک فیلم کمدی در وهله ی اول علتِ فروش آن فیلم می شود اما نکته ی حائز اهمیت این است که در این گونه از فیلم ها قصه و فرم اهمیت دارد یا حضور یک سوپراستار؟ کدامیک  می تواند تماشاگر را به سینما بکشاند؟

« آینه بغل » از آن دسته آثاری است که تکلیف خودش را با مخاطبش مشخص کرده است. زمانی که فیلم آغاز می گردد تمام المان های شناخته شده آثار کمدی ملقب به « شونه تخم مرغی » در فیلم یافت می شود از جمله افراد فقیر که در کنار یک فرد بسیار ثروتمند قرار می گیرند و در ادامه نیز موقعیت های عجیب و غریبی بر پایه زندگی مرفه افراد شکل می گیرد تا سهم بِرندهای تبلیغاتی در تامین هزینه های فیلم نیز مشخص و عیان باشد. این نشانه ها خیلی زود تکلیف فیلم را با مخاطب مشخص می کند و او را از هرگونه حدس و گمان احتمالی بر حذر می دارد.

مووی مگ می نویسد: موقعیت هایی که فیلم خلق می کند اغلب نم پس داده و بی محتواست و نکته مهم در این میان اینکه فیلمساز حتی در خلق موقعیت های تصویری خلاقیت چندانی به خرج نداده و متوسل به شوخی های مستقیم کلامی گردیده است تا کم کاری او را جبران نماید. در واقع منوچهر هادی بی آنکه تلاش نماید موقعیت های طنز بسازد و با زبان تصویر مخاطبش را تلنگر زده و بخنداند، آدمهای داستان را در مقابل دوربین آورده تا بصورت کلامی شوخی ها را شرح دهند و شیون و فریاد به راه بیندازند که این بدترین و ساده ترین نوع شکل گیری کمدی می باشد.

جنس شوخی های فیلم نیز ناامید کننده و برخاسته از الگوی اشتباه شبکه های اجتماعی کنونی در ایران است. یعنی جایی که حتی به تن کردن لباس بانوان توسط مرد و قرارگیری اش مقابل دوربین نیز به چشم می خورد که حال و هوای « آینه بغل » را شبیه به جُنگ های نمایشی پرطرفدار سالهای اخیر در کشور نموده است. جالب آنکه اغلب شوخی ها و موقعیت های طنزآمیز فیلم در کنار خودرو و بِرندهای لوکس به اجرا در می آیند بطوریکه به نظر می رسد سرمایه گذاران فشار بسیار زیادی برای بیشتر دیده شدن محصولاتشان بر سازندگان اعمال کرده اند.

فیلم در میان شوخی های ضعیف و بی رمق اش، قصد دارد پیامهای اخلاقی نیز به مخاطبش ارائه نماید. پیامهایی که مانند شوخی های فیلم، بی حس و حال هستند و از سطح یک شعار مستقیم فراتر نمی روند و خبری از پرداخت موقعیت ها و قرار دادن مفاهیم در لایه های زیرین فیلمنامه نیست. موقعیت هایی نظیر آشپز وزارت امور خارجه و محل زندگی اش تنها یک کنایه ساده و بی اهمیت اجتماعی است که نمی تواند نافذ باشد و بر مخاطب باهوش سینما تاثیر مثبتی بگذارد چراکه سینما امروز ابزار موثرتری برای انتقادهای اجتماعی است و بیان نمودن اینچنین انتقادات سطحی، تنها ضعف بکارگیری این ابزار را توسط سازندگان را تداعی می نماید.

بازیگران فیلم نیز در چارچوب قواعدی که فیلمساز و نوع روایت فیلم مشخص کرده، قرار گرفته اند. محمدرضا گلزار همان بازیگری است که سال‌های سال با حضور در کمدی های سطح پائین و جذب مخاطب توانسته سوپراستار سینما باشد و در اینجا نیز به راحتی می تواند طرفداران خود را راضی کرده و آنان را به سالن های تاریک سینما دعوت نماید. در کنار جواد عزتی قرار گرفته که در دو سال اخیر در سینما بسیار پرکار بوده است. عزتی در « آینه بغل » همان شکل و شمایل همیشگی خود که فردی مضطرب و در عین حال مستعد برای فریاد زدن است را به تصویر کشیده و در مجموع نمی توان تفاوت آشکاری میان بازی او در فیلمی مانند « در مدت معلوم » و « آینه بغل » قائل شد.

باید در مورد « آینه بغل » صادق بود. این فیلم به سینما نیامده تا هنر را به مخاطب عرضه نماید و یا بر افکار مخاطبش تأثیر بگذارد. « آینه بغل » به سینما آمده تا مجموعه دلایلی که شهروندان امروز ایران به واسطه رویت آن به خنده می افتند را در اختیارشان قرار دهد و اینکار را هم بخوبی انجام می دهد. شوخی های سطحی و اینستاگرامی فیلم در کنار سبک زندگی لاکچری و قرار دادن گلزار در میان این اتفاقات، می تواند سیل عظیمی از شهروندان را به سینما بکشاند و این یعنی چرخیدن چرخ اقتصاد سینما که تنها نکته ارزشمند برای فیلم « آینه بغل » محسوب می شود. 

در فیلم آینه بغل آن چیزی که قرار است بچشم تماشاگر بیاید، اسپانسر است و نه ماهیت فیلم و اثر و یا حتی ردپایی از منوچهر هادی و سازندگان؛ آینه بغل همچون پتکی است در دستان سرمایه گذاران بر سر سازندگان تا به مذاق خود هرچه می توانند اثر را به سمت فضای لاکچری سوق دهند، اما با هوشیاری از خط قرمزها نمی گذرند و یا بهتر بگویم جرات نمی کنند، تا تنها لوکیشن ساده و مردمی فیلم، خانه و زندگیِ آشپزِ یقه دیپلمات وزیر امور خارجه باشد.

خواندن 561 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395