شنبه, 23 دی 1396 ساعت 10:54

حمله هوایی خاتمه یافت، چراغ ها را روشن کنید !

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

فرزین سوادکوهی

عصر اقتصاد: سالها قبل وقتی  شهید سید مرتضی آوینی مقاله «پروسترویکای اسلامی وجود ندارد» را نوشت و مطلبش را با عبارتی از اکتاویو پاز آغاز کرد که « هر اتاقی مرکز جهان است» و تاکید کرد که این  اشارتی است  به نظریه دهکده جهانی مارشال مک لوهان، بسیاری بر او خرده گرفتند که مفاهیم دنیای مدرن را نمی فهمد و با اقتضائات آن پیش نمی آید.در حالی که به نظر می رسد که ظاهرا   این عدم درک در لایه های بیشتری خانه کرده است.در حقیقت نه در این سوی کسی متوجه اهمیت و کارکرد رسانه و جهان اطلاعات شده است و نه در آن سو.

تجربه سال های پیشین همواره نشان داده است در برابر جریانات و یا پدیده های جدید که با زندگی انسان ها و جوامع منطبق شده نمی توان به چالش بیهوده و فرساینده  پرداخت .در حقیقت این اجتماعات هستند که نسبت به پدیده ها اقبال نشان می دهند و اقدامات قهری برای دور کردن آنچه مورد استقبال قرار گرفته ،آن هم با این ابزار شدنی نیست.اینک در جهان اطلاعات و رسانه ها و تسلط بی چون و چرای ابزارهای تکنولوژیک ، تنها در صورتی می توان امواج مخرب احتمالی آن را کاهش داد که زبان و هویت آن را شناخت.برای بی اثر کردن پدیده های آسیب رسان راهی جز روشنگری نیست، بنابراین هرکاری به غیر از این رویکرد نه تنها مشت به سندان کوبیدن است بلکه از قضا نتیجه عکس می دهد.

این روزها هم که بحث فیلترینگ بر سر زبان ها افتاده است، بسیاری از اذهان درگیر ودار لزوم و عدم لزوم آن، مشغول چانه زنی  هستند.

بررسی های نه چندان رسمی هم نشان می دهد که بعد از فیلتر کردن شبکه های اجتماعی موج جدیدی از درخواست ها ایجاد شده است.در یکی از کانال های تلگرامی حوزه رسانه و آی تی گفته شده است که اثر روانی فیلتر کردن ، باعث افزایش میزان حساسیت و کنجکاوی شهروندان برای مشاهده محتوای فیلتر شده  از طریق دور زدن فیلترینگ شده است.این بدان معنی است که با فیلتر  و یا سانسور کردن ،تمایل  جدیدی ایجاد شده تا کاربران معمولی که تا پیش از این علاقه ای به دنبال کردن محتواهای خارج از عرف و اخلاق نداشتند، حالا آن را با میل و رغبت دوچندان دنبال کنند.همینطور این بحث نیز قابل توجه است که به یاد داشته باشیم ،اینترنت حالادیگر ابزاری گسترده و قابل استفاده برای همه طیف های اجتماعی است و نمی توان با آن به شکل قهری روبرو شد.به تعبیر عامه و قدیمی به صرف قتل با چاقو نمی توان استفاده صحیح از چاقو را هم فدای رفع شر کرد.

 یک اثر معکوس دیگر فیلتر کردن شبکه های اجتماعی ، افزایش تماشاگران زنده به خاطر نبود اخبار و اطلاعات تصویری منعکس شده از شبکه های مجازی در فعل و انفعالات سیاسی و اجتماعی است.به عبارت روشن تر می توان گفت محدود کردن دسترسی به شبکه های اجتماعی ، التهابات سیاسی جامعه را هم افزایش می دهد.

مصادیق قابل اشاره در این باب در کشور ما بسیار است.محض نمونه می توان به اقدامات و مقابله ها و برخوردهای تند و خشن با پدیده هایی مانند ویدئو و  پس از آن بازی های رایانه ای و فیلم های سینمایی و گیرنده های ماهواره ای اشاره کرد.هیچکس بگیر و ببندهای سال های گذشته را فراموش نکرده و همچنان هم فراموش نخواهد کرد چون این نگاه پر سوء تفاهم کماکان ادامه دارد و آن سیاست ها به طور مداوم پیگیری می شود.آخرین مصداق بارز این موضوع در حوزه رسانه، بحث فیلتر کردن شبکه های اجتماعی است .براستی شگفت آور است که متولیان امر ، چه آنها که با فعال بودن شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام مخالفند و چه آنها که مخالفند از یاد برده اند و یا اصلا نمی دانند که این شبکه ها رسانه نیستند بلکه ابزاری هستند که در ظاهر و در نبود رسانه آزاد و مستقل پا به این حیطه دراز کرده اند.هیچکس نمی پرسد که ابزاری چون تلگرام چرا فقط در کشوری مثل ما چنین کارکردی پیدا می کند و چرا در کشورهای دیگر این همه مورد استقبال قرار نمی گیرد و یا لااقل از آن چنین استفاده ای که در کشور ما می شود در دست کاربران نیست.شبکه های اجتماعی در ایران جای خالی چه چیزی را دارند پر می کنند که حالا بود و نبودشان اینقدر مهم تلقی می شود.توییتر و فیس بوک و امثالهم  که اخبار و اطلاعات ارسالی شان بر پایه هیچ سندیتی نیست و به راحتی قابلیت تکذیب و انکار دارند چه کارکردی یافته اند که  بود و نبودشان  همه را برآشفته است؟

متولیان امر پس از آنکه مورد اقبال قرار گرفتن شبکه های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی را نزد مردم دیدند ،تلاش کردند با جایگزین کردن نسخه های به اصطلاح بومی سازوکار های تبادل اطلاعات را در دست بگیرند در حالیکه خود خوب آگاه بودند که نه به لحاظ تکنولوژیک قادر به رقابت با نمونه های خارجی هستند و نه اقبالی عمومی را می توانند بین کاربران ایرانی برای خود ایجاد کنند. در تمام سال های گذشته بسیاری از بودجه های کشور  صرف طرح هایی مانند اینترنت بومی و موتور جستجوی تمام ایرانی و سامانه های مختلف الکترونیک شد که در عمل هیچ کارکردی نداشت و سرآخر هم به کناری گذاشته شد.این روزها نیز وقتی  بحث استفاده از پیام رسانی به اصطلاح داخلی را  پیش می کشند، برایش انواع شرط و شروط می گذارند  که طبعا کاربر ایرانی در بدو امر از آن صرفنظر می کند و عطای آن را به لقایش می بخشد.

 اما همه مشکل این نیست.مشکل بر سر این است که متولیان امر همچنان بر ادامه تفکرات قبلی خود اصرار دارند.روز گذشته مهر خبر داده است که عبدالصمد خرم آبادی، معاون دادستان کل کشور در قالب یادداشتی در پاسخ به این سوال که چرا با وجودی که اینستاگرام دارای میلیون ها محتوای مجرمانه علیه امنیت کشور و مقدسات اسلامی و غیر اخلاقی است ، دستور رفع فیلتر آن صادر شده است؟ آیا مراجع قضایی نمی خواهند از این اقدامات غیر قانونی جلوگیری کنند؟در کانال شخصی خود در پیام رسان سروش نوشته است: «بله کاملا درست است، شبکه اجتماعی اینستاگرام  در ظاهر امر یک شبکه اطلاع رسانی است. اما در واقع  یک شبکه جاسوسی غیر قابل کنترل می باشد که میلیونها محتوای مجرمانه علیه امنیت داخلی و خارجی کشور و محتوای غیر اخلاقی و علیه مقدسات اسلامی را منتشر می کند.

 اطلاعات میلیون ها شهروند ایرانی در سرورهای اینستاگرام در آمریکا ذخیره، نگهداری و تحلیل شده و مورد سوء استفاده سرویس های جاسوسی قرار می گیرد.

فرمان هدایت و مدیریت اینستاگرام در دست سرویس های جاسوسی شیطان بزرگ است ، به همین جهت اینستاگرام هیچگونه همکاری در ارتباط با جلوگیری از ارتکاب جرم و شناسایی مجرمین با جمهوری اسلامی ایران ندارند.

هزاران پرونده کلاهبرداری، جعل عنوان، نقض حریم خصوصی و غیره در ارتباط با شکایات مردم از کاربران صفحات اینستاگرام در دستگاه قضایی تشکیل شده اما به لحاظ اینکه سرورهای این شبکه در خارج از کشور است و هیچگونه همکاری با مراجع قانونی ایران ندارند، این پرونده ها بدون نتیجه باقی مانده و مردم به حق وحقوق خود نرسیده اند.”

اما جالب ترین بخش ماجرا این جاست که در این میان کسی نمی پرسد آیا تابحال مشخص شده  مصادیق  غیر مجرمانه چیست تامجرمانه اش معلوم گردد؟ این پرسش نیز مطرح است که دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه که رسما شبکه ای مثل تلگرام را جاسوسخانه می داند، چرا تاکنون نسبت به آن واکنش نشان نداده است و چگونه است که چنین شبکه ای در این یکی دوساله تا اعماق زندگی و کار مردم و مسئولان و نهادهای رسمی کشور نفوذ کرده است؟

واقعیت این است که شفافیت همیشه برای کاهش جرم یک ضرورت است .اینکه تعیین و تعریف مصادیق مجرمانه تبدیل به امری سلیقه ای شود، بدلیل همان نبود شفافیت است.در عین حال قابل ذکر است که تلاش های دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه بیشتر برای دفاع از موضعی است که سال هاست نسبت به آن پافشاری می کند.اما چنین دست اندرکارانی باید به یاد داشته باشند که مردم برای این که مخالف تلاش های مشکوک  برخی غرض ورزان سوء استفاده چی  نسبت به اعتراضات اخیر بوده اند در مورد  فیلتر کردن شبکه های اجتماعی واکنش خاصی نشان ندادند و به آن رضایت دادند .درست مانند دوران خاطره انگیز دفاع مقدس که وقتی اعلام می شد هواپیماهای دشمن به داخل کشور تجاوز کرده اند، همه یکصدا تلاش می کردند چراغ های خانه هایشان را خاموش  کنند و اداره برق نیز جریان برق را قطع می کرد، اما با رفع خطر و اعلام وضعیت عادی مجددا چراغ ها روشن می شد.در روزهای اعتراضات  فیلتر کردن شبکه های اجتماعی برای پیشگیری از سوءاستفاده ها برای مردم قابل توجیه  بود اما بعد از رفع آن برای چه همچنان بر مسدود کردن این شبکه ها اصرار وجود دارد؟ چگونه است که مقامات این کار گروه برای رییس جمهور و وزیر ارتباطات  در خصوص فیلتر کردن تعیین تکلیف می کنند  و از آن ها جواب پس می گیرند بی آنکه توجه کنند همه آنها که به رییس جمهور و دولتش رای داده اند- ویا نداده اند-خود از منتخبینشان جواب را پس خواهند گرفت.رییس جمهور به عنوان مقام ارشد حاکمیتی خود زبان به گلایه می گشاید  و می گوید به دلیل شرایط خاص چند روزی شبکه های اجتماعی محدود می شود.چرا برخی اصرار دارند این شبکه ها که حالا کارو زندگی بسیاری از افراد به وجود آن بستگی پیدا کرده است ، باید به محاق مسدودیت همیشگی برود؟

باید یکبار برای همیشه مشخص شود که ضررو زیان استفاده از فیلتر شکن ها برای جامعه از کجا آغاز می شود و پایانش به کجاست و در عوض  انتفاع تجارتی که برای بازار خرید و فروش مافیاگونه فیلتر شکن ها آغازی مجدد ونیرومند پیدا کرده به جیب چه کسانی می رود؟ چرا هیچکدام از نهاد های دست اندرکار و یا مقامات دولتی و مجلسی در این باب هرگز سخنی نگفته اند که تجارت خرید و فروش فیلتر شکن ها در دست کیست ؟ عدد و رقم حاصل از این گردش مالی چقدر است؟ اگر شکستن محدودیت ها بد است ، چگونه است که برخی از دست اندرکاران  نیز از ابزارهایی که ذاتا فیلتر شده اند استفاده می کنند تا جایی که در شبکه های اجتماعی فیلتر شده از علاقه شان به فیلتر نکردن سخن می گویند؟

یعنی باید از یاد برد که محدود سازی شدید شبکه های اجتماعی باعث ترویج استفاده از فیلتر شکن ها و طبعا ورود بیشتر به عرصه قانون شکنی می شود؟ فیلتر و محدودیت در همه جای دنیا هست و کسی در بودن آن تردید به خود راه نمی دهد اما وقتی قبح قانون شکسته  و زیر پا گذاشته شد، دیگر نمی توان از قانونمداری سخن گفت  و جامعه را به مشارکت حداکثری  آن دعوت کرد.تکنولوژی هر روز ابعاد جدیدتری به خود می گیرد  و نمی توان بی محابا و بدون بررسی با آن جنگید ، بلکه باید در این میان رویکردی تسامح گونه و عقلانی برگزید  و موارد لازم را یک به یک برشمرد .به یک چوب راندن هیچگاه راهکار مناسب و نتیجه بخشی نبوده است.با این نگاه عملا باید کل اینترنت را بوسید و کنار گذاشت و از آن چشم پوشید.باید واقع بین بود و از خود پرسید که آیا واقعا چنین کاری شدنی است.

این بحث را به راحتی می توان ادامه داد.اما آنچه مشخص است این است که با این یک بام و دوهوایی که به راه افتاده فقط فرصت ها برای تعاملات اجتماعی و سیاسی است که دارد از بین می رود.و این سوای ضرر وزیانی است که این روزها در بخش تجاری و اقتصادی بوجود آمده است.همه در این روزها می شنوند که بسیاری از کسب و کارها با فیلتر شدن تلگرام از رونق افتاده است.اما اگر فرض را بر این بگیریم که همه آن فعالان اقتصادی که از این شبکه ها استفاده می کرده اند، اکنون هم فیلترینگ را دور می زنند اما خسارتی که به اخلاق و عرف جامعه وارد آمده است ، دیگر قابل دور زدن نیست.

خواندن 358 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395