دوشنبه, 04 تیر 1397 ساعت 11:49

آرمان شهرهای بی‌آب

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

علی پاکزاد

بی توجهی به آب، در ایران سابقه تاریخی ندارد و محصول همین چند دهه اخیر است، آنقدر اخیر که حتی برای تعبیر تاریخ معاصر نیز جوان می‌نماید ولی چنان عمقی داشته که دستاوردهای چندهزار ساله مان را بر باد داده است.

بیایید مثالی بزنیم، امروز شهرهای مدرن و آرمان شهرهای آنچنانی مان یا خشکند یا با وصله‌های ناهمگون اندکی آب به چهره شان می‌آورند، آنهم به بهای اتلاف منابع و راه انداختن جنگ آب در مناطق مجاور و جالب‌تر آنکه این وصله پینه ها بعد از نابودی عمدی و غیر عمدی منابع موجود آبی مناطق شهری تجویز می‌شود. نابودی که محصول توسعه ناموزون شهرها و تاراج منابع طبیعی آنها توسط سودجویان و نابخردان بوده است و تلاش داریم با دریاچه‌های مصنوعی بی‌معنی و مفهوم و پارک‌های آبی بزک کرده برای زخم های عمیقمان مرهم بسازیم.

اما در همین پایتخت که امروز له له آب می زند و از عطشش از مخازن سدهای صدها کیلومتر آنسوترش هم فراتر رفته، روزگاری نه چندان دور جویهایی روان بود و قنواتش جوشان.

این جویبارها که تعدادشان به سیزده، چهارده‌تا می‌رسید، قدری پایین‌تر در قالب چند جریان آبی بزرگتر مجتمع می‌شدند. از درکه به سمت غرب همه جویبارها سهم رودخانه کن بود، که خود در ادامه به رودخانه کرج می‌رسید. از ولنجک به طرف شرق هم بقیه جویبارها بعد از طی نشیب و فراز فراوان، در بستری که به مسیل باختر معروف شده، به‌هم می‌پیوستند.

از سوی دیگر با سعی و تلاش طبیعت در طی هزاران سال، مجراها و گذرگاه‌هایی برای سیلاب‌های فصلی ایام بارندگی تراشیده و آماده شده‌بود، تا آب حاصل از رگبارهای تند بهاری با کمترین مزاحمت برای مردم، به دشت‌های جنوبی هدایت شوند.

ماجرا از آن زمان شروع شد که سیل جمعیت به‌سوی تهران سرازیر شد. اقتصاد مضمحل کشور، فقر شدید مناطق دوردست و در کنار آن تزریق درآمدهای سرشار نفتی به اقتصاد کشور، شرایطی را فراهم ساخته‌بود که بسیاری از ساکنان چهارگوشه کشور به امید یافتن شغل و درآمد بهتر، و برخورداری از رفاه بیشتر عازم تهران می‌شدند.

تهران بزرگ و بزرگ‌تر شد و کم‌کم تمام کوهپایه را در خود هضم کرد. گذرگاه‌های سیلاب‌های فصلی در این شهر رو به گسترش، ناهمواری‎هایی بودند که باید تسطیح می‌شدند تا ساختمان‌های مسکونی برای سکنه شهر ساخته‌ شود. جویبارها هم سرنوشت بهتری در انتظارشان نبود و امروز تمامی آن جویبارهای و قنات‌ها یا خشک شده یا مسیل فاضلاب شده اند و اگر آبی هم از سرچشمه هایشان بجوشد در ادامه تباه همین روند شده در نهایت در دشت‌های جنوب تهران به گنداب می رسد و یا سهم چاه‌های فاضلابی می شود که می گویند روز واقعه تهران را خواهند بلعید.

این سرنوشت البته فراتر از آرمان شهرهای بی آبمان در جابجای کشور تکثیر شده، برخورد خطی و بی‌آمایش با منابع آبی و عدم رعایت حداقل‌های اصول آبخیز داری کار را به جایی رسانده که دیگر امیدی به احیای بسیاری از منابع زیرزمینی نمی رود و به نظر می رسد در سال‌های آتی جنگ آب یکی از تهدیدات اصلی امنیت ملی خواهد بود.

در شماره هفتم ثروت ملل بر آن هستیم این موضوع را در حد بضاعتمان از زوایای مختلف مورد بررسی و نیم نگاهی به تجارب مدیران بیندازیم، امید که برای حل بحران کمکی باشد برای صاحبان اندیشه و مدیران اجرایی کشور.

خواندن 97 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395