یکشنبه, 17 تیر 1397 ساعت 10:06

توجه به دو مؤلفه محصول و قیمت در راستای بازاریابی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

امیرعلی رمدانی

دکتری صنایع و تحلیلگر اقتصاد
بسیاری از تولیدات واحدهای صنعتی داخل کشور، دارای سطح کیفی مطلوبی هستند و می‌توانند با کالاهای مشابه خارجی رقابت کنند اما متأسفانه به‌ندرت در لیست و گزینه‌های خرید افراد جامعه قرار می‌گیرند. یکی از دلایل این ضعف عدم بازاریابی مناسب از سوی شرکت‌های تولیدی داخلی است. هنگامی‌که جامعه و بازارهای هدف اطلاعات صحیحی از محصول و خدمات قابل‌ارائه نداشته باشند، طبعاً از آن محصول به‌عنوان نخستین گزینه خرید یاد نمی‌کنند. لذا بازاریابی به‌عنوان یکی از اقدامات مهم هر کسب‌وکار محسوب می‌شود. امروزه مدل‌ها و روش‌های جدیدی برای بازاریابی محصول مطرح‌شده و مورداستفاده صنایع و کسب‌وکارها قرارگرفته است و شرکت‌های تولیدی و خدماتی از این ‌روش‌ها به‌عنوان ابزاری جهت برنامه‌ریزی استراتژیک در راستای معرفی و فروش محصول بهره می‌گیرند. مدل آمیخته بازاریابی یا Mix Marketing یکی از این ابزارهاست. مدلی که تحت عنوان 4p بازاریابی نیز از آن یاد می‌شود. درواقع این مدل از چهار واژه که با حروف p شروع می‌شوند تشکیل‌شده است. محصول (Product)، قیمت (Price)، مکان عرضه (Place) و ترفیع (Promotion). این چهار بخش به‌عنوان عواملی اصلی و تأثیرگذار مدیریت بازاریابی و فروش موردتوجه اکثر سازمان‌ها هستند. به‌عبارت‌دیگر سازمان‌ها از این ابزار پرقدرت می‌توانند در پاسخ‌گویی به نیازهای بازار استفاده کنند. نقش این مدل‌ها درفروش محصولات را می‌توان در تجربه شرکت‌های مطرح دنیا مشاهده کرد. بسیاری از این مدل‌ها به‌عنوان یک ابزار کارآمد می‌توانند تکمیل‌کننده فعالیت‌های سازمان‌ها باشند و درصد رسیدن به موفقیت را افزایش دهند.

در خصوص اولین p یعنی «محصول» باید اذعان کرد، در دنیای امروز تمامی واحدهای صنعتی درصدد تولید محصولات باکیفیت هستند و دیگر مانند قدیم نمی‌توان بیان نمود که کالای خوب به‌صورت خود به خودی بفروش می‌رسد. امروزه دنیای رقابت به حدی جدی و تنگاتنگ است که باید برای کالاهای خوب نیز، بازاریابی‌های قوی و شدیدی انجام شود. در این مورد منظور از «محصول»، میزان تطابق ویژگی‌های محصول با خواسته‌های بازار است. سؤالاتی که در این قسمت مطرح می‌شود بدین شرح است: بازار و مشتریان از محصول چه چیزی می‌خواهند؟ کالای ساخته‌شده کدام‌یک از نیازهای مشتریان را برآورده می‌کند؟ سؤالاتی ازاین‌دست می‌تواند ابعاد مختلف این موضوع را نمایان سازد. چندین زیرشاخه را برای P اول می‌توان در نظر گرفت. زیرشاخه‌هایی مانند طراحی، کیفیت، ایمنی، برند یا نام تجاری، بسته‌بندی، لوازم جانبی و ... زیرمجموعه‌های P اول هستند و تصمیمات در این مورد شامل نتایجی مانند اصلاح عیوب محصول، زیباتر شدن محصول، ایمن‌تر شدن آن و ... را در بردارد.

در خصوص P دوم که موضوع قیمت است این سؤال مطرح می‌شود که ارزش واقعی کالای ساخته‌شده در نگاه مشتری چه مقدار است و در این زمینه می‌توان سؤالاتی مانند ذیل مطرح شود. «آیا با کاهش قیمت و می‌توان سهم بیشتری از بازار را تصاحب کرد یا خیر». در این خصوص زیرشاخه‌هایی که باید به آن توجه شود شامل مواردی مانند تخفیف‌های ویژه جهت فروش محصول، انعطاف‌پذیری قیمت‌ها زمان پرداخت‌ها، لیست قیمت‌ها، نوع تسویه و... لذا می‌توان به‌طور اختصار بیان کرد در P دوم باید سیاست‌های قیمت‌گذاری بیان شود. لازم به ذکر است P سوم و P چهارم در نوشتارهای بعدی بیان می‌شود.

خواندن 166 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395